آخرین اخبار
تحلیل بیست‌ساله تورم، دستمزد و قدرت خرید در ایران (۱۳۸۵-۱۴۰۵): از شوک‌های ارزی تا سیاست‌های مهار تورم

این مقاله به تحلیل روند بیست‌ساله تورم، دستمزد حداقل و قدرت خرید در ایران در بازه زمانی ۱۳۸۵ تا ۱۴۰۵ می‌پردازد. با استفاده از داده‌های بانک مرکزی ایران، مرکز آمار ایران و منابع بین‌المللی، نشان داده می‌شود که در این دوره، نرخ تورم سالانه به ۴۴.۲ درصد در دوازده ماه منتهی به دی‌ماه ۱۴۰۴ رسیده و نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه در بهمن‌ماه ۱۴۰۴ به ۶۸.۱ درصد افزایش یافته است [۱][۴]. دستمزد حداقل پایه در سال ۱۴۰۵ با افزایش ۴۵ درصدی نسبت به سال قبل، به حدود ۱۵۰ میلیون ریال در ماه رسیده است [۲][۵]. با این حال، افزایش قیمت مواد غذایی به طور متوسط ۱۱۰ درصد بوده و اقلامی مانند روغن‌های خوراکی تا ۲۰۷ درصد افزایش قیمت داشته‌اند [۷]. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که عامل اصلی شکاف فزاینده بین تورم و دستمزد، چرخه معیوب «شوک ارزی ← تورم ← چاپ پول ← تورم بیشتر» است که با اعمال تحریم‌های بین‌المللی و ضعف ساختاری نهادهای تعیین‌کننده دستمزد تشدید شده است [۸]. مقاله با مرور مبانی نظری تورم ساختاری و تحلیل تجربیات بیست‌ساله، به ارائه چارچوبی تحلیلی برای تبیین این پدیده می‌پردازد. در پایان، راهکارهایی در سه سطح سیاست‌های پولی، مالی و نهادی برای مهار تورم و بهبود قدرت خرید ارائه می‌شود.

تحلیل انتقادی حوادث ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴: واکاوی چندلایه یک بحران امنیتی-اجتماعی و ارزیابی روایت‌های متعارض

حوادث روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، به عنوان یکی از بحرانی‌ترین وقایع تاریخ معاصر ایران، صحنه رویارویی پیچیده نیروهای امنیتی با پدیده‌ای ترکیبی از نارضایتی اجتماعی و اغتشاش سازمان‌یافته مسلح بود. این مقاله، با هدف ارائه تحلیلی جامع و انتقادی، ابتدا روایت رسمی دستگاه حاکمه را به عنوان چارچوب پایه پذیرفته و سپس با واکاوی داده‌های منتشرشده، گزارش‌های رسانه‌ای و استدلال‌های منطقی، به ارزیابی اعتبار این روایت در مقایسه با روایت رقیب می‌پردازد. روش پژوهش، تحلیل محتوای اسناد رسمی، گزارش‌های خبری دست اول و تطبیق آن‌ها با قراین میدانی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که با وجود بروز شکاف اطلاعاتی اولیه، شفافیت در ارائه آمار تفکیک‌شده جانباختگان، توجیه‌پذیری منطقی تلفات در چهارچوب درگیری مسلحانه گسترده، و به ویژه فقدان مطلق مدارک مستقل از ادعای کشتار سازمان‌یافته، موجب ارجحیت قاطع روایت «مقابله با حمله تروریستی» بر روایت «سرکوب خونین اعتراضات» می‌گردد. عملکرد قاطع نیروهای عملیاتی و هوشیاری نسبی جامعه، به عنوان عوامل کلیدی مهار بحران شناسایی شده‌اند.

روند تحول آرای سه جریان سیاسی ایران (اصلاح طلب، اعتدالی، اصول گرا) در سیزده دوره انتخابات ریاست جمهوری؛ از مشارکت حداکثری تا بحران مقبولیت

شناسه خبر : 19 1405/02/18
این مقاله به تحلیل کمی و تاریخی آرای سه گروه اصلی سیاسی ایران یعنی اصلاح طلبان، اعتدالی گرایان و اصول گرایان در 13 دوره انتخابات ریاست جمهوری (از 1358 تا 1403) می پردازد و از داده های مستند وزارت کشور و پایگاه Iran Data Portal و IFES به کار گرفته شده است. ابتدا شاخص های هر گروه تعریف و افراد مستقل بر اساس مواضع عملی و نظری در گروه ها جایابی شده اند. سپس روندشناسی تغییرات آرای هر دسته از کل واجدین، تحول مشارکت و آرای باطله ارائه می شود. یافته های اصلی نشان می دهد: (الف) الگوی چرخش های هشت ساله میان سه طیف، گرچه از 1400 با اختلال جدی مواجه شده است. (ب) نرخ مشارکت از اوج 85 درصد در 1388 به 40 درصد در 1403 سقوط کرده که حاکی از افول مقبولیت نظام انتخاباتی است. (پ) آرای باطله به ویژه در 1400 به 6.2 درصد از کل واجدین رسید که بیشتر گویای سردرگمی رای دهندگان در فقدان گزینه های شفاف است تا اعتراض فعال. (ت) مهم ترین محرک تغییرات در سالهای اخیر نارضایتی های اقتصادی (تورم 60 درصدی و تحقق نیافتن وعده های برجام) بوده و رد صلاحیت ها اگرچه تاثیرگذار بوده اما در رتبه پایین تری قرار دارد. مقاله نتیجه می گیرد که بی اعتمادی مزمن و شرایط جنگی جدید (جنگ 12 روزه 1404 و جنگ رمضان 1404-1405) می تواند مشارکت را بر خلاف تصور اولیه، به دلیل احساس خطر ملی و بسیج هویتی، افزایش دهد. پژوهش حاضر با رویکردی روش شناختی عددی، ابزاری برای درک تحولات سیاسی-اجتماعی ایران فراهم می کند.
روند تحول آرای سه جریان سیاسی ایران (اصلاح طلب، اعتدالی، اصول گرا) در سیزده دوره انتخابات ریاست جمهوری؛ از مشارکت حداکثری تا بحران مقبولیت

۱. مقدمه
انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران از سال ۱۳۵۸ تاکنون همواره عرصه رقابتی میان جریان‌های مختلف سیاسی بوده است. با وجود فقدان احزاب تمام‌عیار به سبک غربی، سه نیروی سیاسی فراگیر یعنی اصول‌گرایان، اصلاح‌طلبان و اعتدالی‌گرایان در طول چهار دهه اخیر تثبیت شده‌اند. این مقاله می‌کوشد تغییرات رأی هر یک از این سه گروه را بر حسب درصدی از کل واجدین شرایط رأی‌دهی ردیابی کند و الگوهای جابجایی رأی، مشارکت، آرای باطله و علل پشت پرده این تغییرات را توضیح دهد. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل سری زمانی و انطباق رویدادهای مهم سیاسی و اقتصادی با اعداد انتخاباتی است.
۲. تعریف شاخص‌های سه گروه سیاسی
برای دسته‌بندی نامزدها و جابجایی رأی، شاخص‌های هر گروه بر اساس مبانی نظری و عملی آنان تدوین شده است. این شاخص‌ها در جدول ۱ خلاصه شده‌اند.
جدول ۱: شاخص‌های سه گروه سیاسی اصلی ایران
گروه حوزه سیاسی حوزه اقتصادی سیاست خارجی چهره‌های شاخص
اصول‌گرا ولایت فقیه محور، رویکرد امنیتی اقتصاد مقاومتی، عدالت محور استقلال‌گرایی، محور مقاومت آقای سید علی خامنه‌ای، آقای محمود احمدی‌نژاد، آقای سید ابراهیم رئیسی
اصلاح‌طلب توسعه سیاسی، آزادی مدنی مردمی‌سازی، خصوصی‌سازی تنش‌زدایی، تعامل با جهان آقای سید محمد خاتمی، آقای میرحسین موسوی، آقای مسعود پزشکیان
اعتدالی عقلانیت سیاسی، پل‌زدن میان جناح‌ها رشد اقتصادی، جذب سرمایه خارجی (برجام) دیپلماسی عمل‌گرا آقای اکبر هاشمی رفسنجانی، آقای حسن روحانی
افراد مستقل مانند آقای ابوالحسن بنی‌صدر در ۱۳۵۸ به دلیل گرایش‌های لیبرال و مخالفت با انحصار قدرت روحانیون در دسته اصلاح‌طلب جای گرفته‌اند. آقای عباس شیبانی (۱۳۶۸) و آقای علی شمخانی (۱۳۸۰) نیز به ترتیب اصلاح‌طلب و اعتدالی شناخته شده‌اند.
۳. اثبات صحت دسته‌بندی افراد در سه گروه
بر اساس منابع تاریخی و تحلیل‌های دانشگاهی [۱، ۴]، آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان نماد اعتدال اقتصادی و میانه‌روی سیاسی شناخته می‌شود. آقای روحانی با شعار «اعتدال» و اولویت برجام آشکارا در طیف اعتدالی جای می‌گیرد [۶]. احمدی‌نژاد، قالیباف، جلیلی و رئیسی اصول‌گرایان شاخص هستند. خاتمی، موسوی، کروبی و پزشکیان نیز اصلاح‌طلب محسوب می‌شوند. در موارد نادری مانند آرای آقای علی لاریجانی (۱۳۸۴) به علت گرایش عمل‌گرایانه اما در چارچوب اصول‌گرایی، در همان گروه اصول‌گرا باقی می‌ماند. تطابق دسته‌بندی با رفتار رأی‌دهندگان در تحلیل‌های بعدی تأیید شده است.
۴. داده‌های پایه و جداول ترکیبی آرا (درصد از کل واجدین)
جدول ۲: آرای سه نامزد اول به همراه ، باطله و عدم مشارکت (۱۳۵۸-۱۴۰۳)
سال کل واجدین کل رای‌دهندگان نامزد اول تعداد آرا نامزد دوم تعداد آرا نامزد سوم تعداد آرا آرای باطله سایر نامزدها
۱۳۵۸ ۲۰,۹۹۳,۶۴۳ ۱۴,۱۵۲,۸۸۷ ابوالحسن بنی‌صدر ۱۰,۷۰۹,۳۳۰ احمد مدنی ۲,۲۲۴,۵۵۴ حسن حبیبی ۶۷۴,۸۵۹ ۱۵۱,۸۰۶ ۳۹۲,۳۳۸
۱۳۶۰ ۲۲,۶۸۷,۰۱۷ ۱۴,۵۷۳,۸۰۳ محمدعلی رجایی ۱۲,۷۷۰,۰۵۰ سید علی خامنه‌ای ۶۵۸,۴۹۲ عباس شیبانی ۶۱۰,۹۶۱ ۵۳۴,۳۰۰ ۰
۱۳۶۴ ۲۵,۹۹۳,۸۰۲ ۱۴,۲۳۸,۵۸۷ سید علی خامنه‌ای ۱۲,۲۰۵,۰۱۲ محمود کاشانی ۱,۴۰۲,۹۵۳ حبیب‌الله عسگراولادی ۲۷۸,۱۱۳ ۰ ۳۵۲,۵۰۹
۱۳۶۸ ۳۰,۱۳۹,۵۹۸ ۱۶,۴۵۲,۶۷۷ اکبر هاشمی رفسنجانی ۱۵,۵۵۰,۵۲۸ عباس شیبانی ۶۳۵,۱۶۵ - ۰ ۲۶۶,۹۸۴ ۰
۱۳۷۲ ۳۳,۱۵۶,۰۵۵ ۱۶,۷۹۶,۷۵۵ اکبر هاشمی رفسنجانی ۱۰,۵۶۶,۴۹۹ احمد توکلی ۴,۰۲۶,۸۷۹ عبدالله جاسبی ۱,۴۹۸,۰۸۴ ۳۱۷,۶۳۸ ۳۸۷,۶۵۵
۱۳۷۶ ۳۶,۴۶۶,۴۸۷ ۲۹,۱۴۵,۷۴۵ سید محمد خاتمی ۲۰,۱۳۸,۷۸۴ علی‌اکبر ناطق نوری ۷,۲۴۸,۳۱۷ رضا زواره‌ای ۷۷۲,۷۰۷ ۲۹۱,۳۴۱ ۶۹۴,۵۹۶
۱۳۸۰ ۴۲,۱۷۰,۲۳۰ ۲۸,۱۵۹,۲۸۹ سید محمد خاتمی ۲۱,۶۵۶,۴۷۶ احمد توکلی ۴,۳۸۷,۱۱۲ علی شمخانی ۷۳۷,۰۵۱ ۴۹۳,۷۴۰ ۸۸۴,۹۱۰
۱۳۸۴ ۴۶,۷۸۶,۴۱۸ ۲۹,۴۰۰,۸۵۷ محمود احمدی‌نژاد* ۵,۷۱۰,۳۵۴ اکبر هاشمی رفسنجانی* ۶,۱۷۹,۶۵۳ مهدی کروبی ۵,۰۵۶,۶۸۶ ۱,۲۲۱,۹۴۰ ۱۱,۲۳۲,۲۲۴
۱۳۸۸ ۴۶,۱۹۹,۹۹۷ ۳۹,۳۷۱,۲۱۴ محمود احمدی‌نژاد ۲۴,۵۹۲,۷۹۳ میرحسین موسوی ۱۳,۳۳۸,۱۲۱ محسن رضایی ۶۸۱,۸۵۱ ۴۲۰,۱۷۱ ۳۳۸,۲۷۸
۱۳۹۲ ۵۰,۴۸۳,۱۹۲ ۳۶,۸۲۱,۵۳۸ حسن روحانی ۱۸,۶۱۳,۳۲۹ محمدباقر قالیباف ۶,۰۷۷,۲۹۲ سعید جلیلی ۴,۱۶۸,۹۴۶ ۱,۲۴۵,۸۰۹ ۶,۷۱۶,۱۶۲
۱۳۹۶ ۵۶,۴۱۰,۲۳۴ ۴۱,۲۲۰,۱۳۱ حسن روحانی ۲۳,۵۴۹,۶۱۶ سید ابراهیم رئیسی ۱۵,۷۸۶,۴۴۹ مصطفی میرسلیم ۴۷۸,۵۶۰ ۱,۲۰۳,۸۵۰ ۲۰۱,۶۵۶
۱۴۰۰ ۵۹,۳۱۰,۳۰۷ ۲۸,۹۳۳,۰۰۴ سید ابراهیم رئیسی ۱۷,۹۲۶,۳۴۵ محسن رضایی ۳,۴۱۲,۷۱۲ عبدالناصر همتی ۲,۴۲۷,۲۰۱ ۳,۷۰۵,۲۶۰ ۱,۴۶۱,۴۸۶
۱۴۰۳ ۶۱,۰۰۰,۰۰۰ ۲۴,۵۰۰,۰۰۰ مسعود پزشکیان ۱۰,۴۱۵,۱۹۱ سعید جلیلی ۹,۴۷۳,۲۹۸ محمدباقر قالیباف ۳,۳۸۳,۳۴۰ ۱,۰۵۶,۱۵۹ ۱۷۲,۰۱۲
* در سال ۱۳۸۴، دور اول به ترتیب: نفر اول آقای هاشمی رفسنجانی (۶,۱۷۹,۶۵۳)، نفر دوم آقای احمدی‌نژاد (۵,۷۱۰,۳۵۴) بودند. ارقام سال ۱۴۰۳ بر اساس برآورد وزارت کشور می‌باشد.
در جدول ۲ تعداد آرای نامزدهای برتر و در جدول 3 درصد آرای هر دسته از کل واجدین نشان داده شده است. همچنین عدم مشارکت و آرای باطله درج شده است.
جدول 3: درصد آرای سه گروه سیاسی، باطله و عدم مشارکت از کل واجدین (۱۳۵۸-۱۴۰۳)
سال اصول‌گرا اصلاح‌طلب اعتدالی باطله سایر عدم مشارکت
۱۳۵۸ ۰.۰ ۶۴.۸ ۰.۰ ۰.۷ ۱.۹ ۳۲.۶
۱۳۶۰ ۶۱.۹ ۰.۰ ۰.۰ ۲.۴ ۰.۰ ۳۵.۸
۱۳۶۴ ۵۳.۴ ۰.۰ ۰.۰ ۰.۰* ۱.۴ ۴۵.۲
۱۳۶۸ ۰.۰ ۲.۱ ۵۱.۶ ۰.۹ ۰.۰ ۴۵.۴
۱۳۷۲ ۱۶.۷ ۰.۰ ۳۱.۹ ۱.۰ ۱.۲ ۴۹.۳
۱۳۷۶ ۲۲.۰ ۵۵.۲ ۰.۰ ۰.۸ ۱.۹ ۲۰.۱
۱۳۸۰ ۱۰.۴ ۵۱.۴ ۱.۷ ۱.۲ ۲.۱ ۳۳.۲
۱۳۸۴ ۱۳.۲ ۱۰.۸ ۱۲.۲ ۲.۶ ۲۴.۰ ۳۷.۲
۱۳۸۸ ۵۴.۷ ۲۸.۹ ۰.۰ ۰.۹ ۰.۷ ۱۴.۸
۱۳۹۲ ۲۰.۳ ۰.۰ ۳۶.۹ ۲.۵ ۱۳.۳ ۲۷.۱
۱۳۹۶ ۲۸.۸ ۰.۰ ۴۱.۷ ۲.۱ ۰.۴ ۲۶.۹
۱۴۰۰ ۳۶.۰ ۴.۱ ۰.۰ ۶.۲ ۲.۵ ۵۱.۲
۱۴۰۳ ۲۱.۱ ۱۷.۱ ۰.۰ ۱.۷ ۰.۳ ۵۹.۸
* آمار باطله سال ۱۳۶۴ در منابع موجود ثبت نشده است [۱].

شکل (1): نمودار درصد آرای گروه های سیاسی و مشارکت
۵. روندشناسی تغییرات گروه‌ها در طول زمان
برای تحلیل جابجایی رأی، بازه‌های تاریخی را تفکیک کرده و تغییرات عددی با استفاده از شواهد رویدادی تبیین می‌شود.
۵.۱. دوره جنگ و تثبیت انقلاب (۱۳۵۸-۱۳۶۸)
در ۱۳۵۸ آقای بنی‌صدر با ۶۴.۸ درصد از کل واجدین رأی آورد. فقط دو سال بعد در ۱۳۶۰ آقای رجایی با ۶۱.۹ درصد پیروز شد. محاسبات نشان می‌دهد حدود ۹۵ درصد رأی‌دهندگان بنی‌صدر به اصول‌گرایان روی آوردند. علت اصلی عزل آقای بنی‌صدر توسط مجلس و امام خمینی و جو جنگ تحمیلی بود. در ۱۳۶۸ اولین پیروزی اعتدال با آقای هاشمی رفسنجانی شکل گرفت (۵۱.۶ درصد) که جابجایی کامل رأی اصول‌گرایان به اعتدال را نشان می‌دهد.
۵.۲. دوره بازسازی و ظهور اصلاحات (۱۳۷۲-۱۳۸۰)
در ۱۳۷۲ رأی اعتدال به ۳۱.۹ درصد کاهش یافت و اصول‌گرایان ۱۶.۷ درصد کسب کردند. نارضایتی اقتصادی و تورم حدود ۵۰ درصدی [۵] موجبات کاهش مشارکت به ۵۰.۷ درصد شد. انفجار اصلاحات در ۱۳۷۶ با کسب ۵۵.۲ درصد توسط آقای خاتمی همراه با مشارکت ۷۹.۹ درصد رخ داد. از ۵۵.۲ درصد رأی خاتمی، حدود ۳۱.۹ درصد از رأی‌دهندگان سابق اعتدال (هاشمی) و ۱۶.۷ درصد از اصول‌گرایان و حدود ۶.۶ درصد رأی‌دهندگان جدید (کاهش عدم مشارکت) تأمین شد [۴]. در ۱۳۸۰ رأی اصلاح‌طلب به ۵۱.۴ درصد کاهش یافت و عدم مشارکت ۱۳ واحد درصد افزایش پیدا کرد که ناشی از ناامیدی از اصلاحات بود.
۵.۳. پراکندگی آراء و اوج اصول‌گرایی (۱۳۸۴-۱۳۸۸)
انتخابات ۱۳۸۴ با پراکندگی بی‌سابقه همراه شد: گروه «سایر» ۲۴ درصد از کل واجدین را به خود اختصاص داد. رأی اصلاح‌طلب از ۵۱.۴ درصد به ۱۰.۸ درصد سقوط کرد. مهم‌ترین عامل این فروپاشی، دو دستگی درون جبهه اصلاحات (کروبی و معین) و ظهور پوپولیسم احمدی‌نژاد بود. در ۱۳۸۸ دو قطبی شدید موسوی و احمدی‌نژاد مشارکت را به رکورد ۸۵.۲ درصد رساند. اصول‌گرایان با ۵۴.۷ درصد از کل واجدین (احمدی‌نژاد و رضایی) برنده شدند و اصلاح‌طلبان نیز ۲۸.۹ درصد کسب کردند.
۵.۴. احیای اعتدال و برجام (۱۳۹۲-۱۳۹۶)
بحران تحریم‌ها و تورم بالای ۳۵ درصد در دولت دوم احمدی‌نژاد زمینه‌ساز پیروزی آقای روحانی در ۱۳۹۲ با ۳۶.۹ درصد از کل واجدین شد. حدود ۲۸.۹ درصد از رأی موسوی در ۱۳۸۸ به روحانی منتقل و حدود ۸ درصد از رأی‌دهندگان اصول‌گرا به اعتدال گرایش یافتند. در ۱۳۹۶ روحانی با ۴۱.۷ درصد رأی و مشارکت ۷۳.۱ درصد پیروز شد و بخش «سایر» تقریباً حذف گردید.
۵.۵. سقوط مشارکت و بحران مقبولیت (۱۴۰۰-۱۴۰۳)
در ۱۴۰۰ عدم مشارکت به ۵۱.۲ درصد رسید؛ مهم‌ترین عامل نرخ تورم حدود ۶۰ درصدی و ادامه تحریم‌ها و تحقق‌نیافتن وعده‌های برجام بود [۴، ۹]. رد صلاحیت‌های گسترده گرچه تأثیر داشت اما در اولویت پایین‌تری قرار داشت. مشارکت ۴۸.۸ درصدی پایین‌ترین میزان تا آن تاریخ ثبت شد. آرای باطله نیز به ۶.۲ درصد از کل واجدین افزایش یافت که عمدتاً ناشی از سردرگمی رأی‌دهندگان و فقدان گزینه‌های شفاف بود. در ۱۴۰۳ با مرگ ناگهانی آقای رئیسی و انتخابات زودهنگام، مشارکت به ۴۰.۲ درصد سقوط کرد (رکورد منفی) و آقای پزشکیان با ۱۷.۱ درصد رأی پیروز شد، هرچند رأی اصلاح‌طلب هنوز بسیار کمتر از دوران خاتمی است.

شکل (2): روند درصد آرای گروه های سیاسی و مشارکت
۶. تحلیل روند عدم مشارکت و آرای باطله
جدول ۳ سیر تحول عدم مشارکت را نشان می‌دهد. کمترین نرخ مشارکت مربوط به ۱۳۷۶ (۲۰.۱% عدم مشارکت) و بیشترین آن مربوط به ۱۴۰۳ (۵۹.۸% عدم مشارکت) است. نکته حائز اهمیت آنکه آرای باطله اوج خود را در ۱۴۰۰ با ۶.۲ درصد تجربه کرد، اما این رقم نه به عنوان اعتراض فعال بلکه به دلیل سردرگمی رأی‌دهندگان در مواجهه با گزینه‌های غیرشفاف و تکراری ارزیابی می‌شود [۴]. اعتراض اجتماعی را بیشتر باید در افزایش بی‌سابقه عدم مشارکت جستجو کرد.
جدول 4: تحول عدم مشارکت و آرای باطله (درصد از کل واجدین)
سال عدم مشارکت آرای باطله رویداد کلیدی
۱۳۵۸ ۳۲.۶ ۰.۷ نخستین انتخابات
۱۳۷۶ ۲۰.۱ ۰.۸ امید به تغییرات
۱۳۸۸ ۱۴.۸ ۰.۹ دو قطبی حداکثری
۱۴۰۰ ۵۱.۲ ۶.۲ تورم ۶۰ درصدی، کرونا، رد صلاحیت‌ها
۱۴۰۳ ۵۹.۸ ۱.۷ بحران اقتصادی، بی‌اعتمادی مزمن
۷. تحلیل علت‌یابی تغییرات بر اساس رویدادها
۱۳۵۸ به ۱۳۶۰: عزل آقای بنی‌صدر در خرداد ۱۳۶۰ و جو جنگ تحمیلی باعث شد رأی دهندگان به اصول‌گرایان روی آورند [۳].
۱۳۷۶: نارضایتی از سیاست‌های اقتصادی دولت سازندگی (تورم ۵۰ درصدی) و بسته بودن فضای فرهنگی به پیروزی آقای خاتمی انجامید و مشارکت را به ۷۹.۹ درصد رساند [۵].
۱۳۸۴: شکست در تحقق وعده‌های اصلاح طلبان و چنددستگی در میان آن‌ها (معین و کروبی) باعث پراکندگی ۲۴ درصدی آرای «سایر» شد. رأی اعتدالی (هاشمی) به ۱۲.۲ درصد رسید و احمدی‌نژاد با شعارهای پوپولیستی پیروز دور دوم شد [۶].
۱۳۹۲: تورم بالای ۳۵ درصد و تحریم‌های بین‌المللی دولت احمدی‌نژاد را ناکارآمد نشان داد. وعده برجام و حمایت اصلاح‌طلبان از روحانی، رأی ۳۶.۹ درصدی را برای اعتدال به ارمغان آورد [۴].
۱۴۰۰: نرخ تورم حدود ۶۰ درصد، نرخ ارز جهشی و ناتوانی در احیای برجام، مهم‌ترین انگیزه عدم مشارکت بود. رد صلاحیت آقایان لاریجانی و جهانگیری نیز بی‌اعتمادی را تشدید کرد اما در رتبه دوم قرار داشت. آرای باطله به ۶.۲ درصد رسید که حاکی از سردرگمی رأی‌دهندگان بود نه اعتراض سازمان‌یافته [۴].
۱۴۰۳: مرگ ناگهانی آقای رئیسی و انتخابات زودهنگام با مشارکت ۴۰.۲ درصد، رکورد جدیدی در افول مقبولیت ثبت کرد. آقای پزشکیان (اصلاح‌طلب) توانست ۱۷.۱ درصد رأی کسب کند، اما بخش بزرگی از پایگاه اصول‌گرایان نیز خانه نشستند.
۸. تأثیر جنگ ۱۲ روزه ۱۴۰۴ و جنگ رمضان ۱۴۰۴-۱۴۰۵ بر مشارکت آتی
بر اساس تحولات اخیر منطقه‌ای و بازتاب‌های رسانه‌ای، جنگ ۱۲ روزه ۱۴۰۴ و متعاقب آن جنگ رمضان در سال‌های ۱۴۰۴-۱۴۰۵ فضای امنیتی کشور را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. تجربه تاریخی (دفاع مقدس و سال ۱۳۶۰-۱۳۶۴) نشان می‌دهد که تهدیدات خارجی معمولاً مشارکت انتخاباتی را افزایش می‌دهد؛ زیرا مردم در شرایط احساس خطر ملی، نظام را پناهگاه امنیت خود می‌دانند. بر این مبنا انتظار می‌رود در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده (۱۴۰۷) نرخ مشارکت نسبت به ۱۴۰۳ رشد قابل توجهی داشته باشد و احتمالاً به محدوده ۶۰ تا ۷۰ درصد برسد. البته شدت جنگ و پیامدهای اقتصادی آن می‌تواند این روند را تعدیل کند، اما شواهد اولیه حاکی از بسیط شدن همبستگی ملی است. در صورت تداوم جنگ رمضان، احتمال بازگشت به الگوی مشارکت ۷۰ درصدی (مشابه دهه ۱۳۶۰) وجود دارد.
۹. نتیجه‌گیری و دلالت‌های سیاستی
تحلیل ۱۳ دوره انتخابات نشان داد که رأی دهندگان ایرانی به صورت چرخشی میان سه قطب اصلی حرکت می‌کنند و به حذف نامزد نامطلوب رأی می‌دهند. کاهش فاحش مشارکت از ۸۵ درصد (۱۳۸۸) به ۴۰ درصد (۱۴۰۳) نشانه بحران مقبولیت است. مهم‌ترین عامل این افول، نارضایتی‌های طولانی اقتصادی (تورم مزمن، تحریم) و بی‌اعتمادی به فرآیند نظارت‌های گسترده بوده است. آرای باطله در ۱۴۰۰ به رکورد ۶.۲ درصد رسید، اما بیشتر پدیده‌ای گذرا و ناشی از سردرگمی بود، نه اعتراض آگاهانه. با در نظر گرفتن جنگ‌های جدید در ۱۴۰۴-۱۴۰۵ انتظار می‌رود مشارکت در انتخابات آتی به سطح بالاتر بازگردد و با طراحی نهادهای انتخاباتی شفاف و کاهش رد صلاحیت‌ها می‌تواند مقبولیت را بازسازی کند.
منابع
[1] Iran Data Portal, “Presidential Election Datasets 1980-2021,” Syracuse University, 2022. [Online]. Available: https://irandataportal.syr.edu/elections [Accessed: May 5, 2026].
[2] IFES Election Guide, “Iran Presidential Elections,” International Foundation for Electoral Systems, 2024. [Online]. Available: https://electionguide.org/countries/id/103/ [Accessed: May 5, 2026].
[3] M. Pargoo and S. Akbarzadeh, “Presidential Elections in Iran: Islamic Idealism since the Revolution,” Cambridge University Press, 2021.
[4] Anadolu Ajansı, “Declining voter turnout, political boycotts to shape Iran’s presidential election,” June 27, 2024. [Online]. Available: https://www.aa.com.tr [Accessed: May 6, 2026].
[5] Iran Open Data, “Voter Turnout in Iran’s Presidential Election by Province,” 2023. [Online]. Available: https://iranopendata.org [Accessed: May 6, 2026].
[6] Y. Şafak, “Declining voter turnout, political boycotts to shape Iran's presidential election,” Yeni Şafak, June 28, 2024.
[7] Informed Comment, “Iranian Voters sent a Message to Iran’s Leaders with Dismal Turnout For Presidential Election,” July 3, 2021.
[8] Asia Society, “'None of the Approved Candidates Were Worthy': A Q&A with Amir Farmanesh,” March 2, 2022.
[9] C. Murphy, “Iran’s economy in tatters: 60% inflation and youth unemployment,” The Economist, June 2021.